حیدر یغما شاعر خشت مال

حیدر یغما که بود؟!

در این مقاله قصد داریم شما را با یکی از شاعران گم نام ایران زمین یعنی حیدر یغما آشنا کنیم.حیدر یغما به واسطه شغلی که داشت به شاعر خشت مال معروف شد. برای اینکه با اشعار این شاعر نازنین و زندگانی اش بیشتر آشنا شوید با مجله برترین های دنیای هنر همراه شوید.

حیدر یغما
«حیدر یغما- شاعر خشت مال»

زندگی حیدر یغما:

حیدر یغما در روستایی به نام صومعه در نیشابور و در سال 1302 به دنیا آمد. 

یغما در تهی دستی و فقر به دنیا آمد و در فقر هم چشم بر این جهان بست. حیدر یغما در اصل اصفهانی بود اما دست تقدیر او را به نیشابور کشاند، جد مادری حیدر یغما برای زیارت امام رضا (ع) به مشهد سفر میکند اما در راه برگشت درماندن و مجبور شدند به صومعه که روستایی در شمال نیشابور بود ، کوچ کنند و سکنی گزینند. و اینگونه شد که دست تقدیر موجب شود که شاعر بزرگی دیگر در نیشابور چشم به جهان بگشاید. 

حیدر یغما به دلیل فقر از تحصیل باز ماند و مجبور بود که در ایام کودکی به کار برپردازد تا امرار معاش کند. و تا میانسالی نیز بی سواد ماند. در آن دوران با اینکه حیدر یغما خواندن و نوشتن نمیدانست اما گوشش با اشعار فردوسی و داستان های امیرارسلان نامدار آشنا بود و همین موضوع باعث شده بود که یغما به شعر و شعرگویی دل بستگی پیدا کند.

حیدر یغما در جوانی به شهر کوچ کرد و در سی سالگی ازدواج کرد و یکی دو سال بعد از آن روخوانی قرآن و سپس خواندن و نوشتن را آموخت. در همین مجالس بود که ادب پیشگان و شعر شناسان با شنیدن شعر های او که برخاسته از ذوق او و پر از بیت های زیبا و پر مایه بود او را به شعر سرایی دلگرم کرده و در این راه راهنمایی اش نمیودند. 

در ابتدای متن لقب شاعر خشت مال را به او دادیم. لقب او نیز به دلیل شغل او بود. یغما در کوره پز خانه های نیشابور خشت مالی میکرذ و اینگونه بود که به شاعر خشت مال شهرت یافت. 

حیدر یغما در چهل سالگی برای نخستین بار توانست اشعارش را خودش بنویسید و در سال 1346 اولین کتاب شعر خود را به نام اشک عاشورا به چاپ رساند. پس از سه سال مجموعه رباعیاتش را منتشر کرد و بعد از آن در سال 1355 مجموعه ای از غزل هایش را به چاپ رساند. او همچنین کتاب دیگر خود را در سال 1365 به نام سیری در غزلیات یغما به چاپ رساند. 

حیدر یغما حدود 4500 بیت شعر دارد که گزیده آن در کتاب شاعر خشتمال نوشته جواد محقق نیشابوری برای اولین بار در سال 1373 به چاپ رسید. 

بخش عظیمی از شعر هایی یغما موضوعات عاشقانه دارد. که تفاوت زیادی با اشعار شاعران هم رده اش ندارد اما یغما ابیاتی برجسته و شایسته ستایش با درون مایه آزادگی، بسندگی، والا منشی، فراز های تهی دستی ، سرکشی و غرور دارد. او در شعر هایش کار و کارگری را ستوده و خود را بی نیاز از آستان استاد دانسته و این از آن جا بوده که می پنداشته آن ها سخنی برای گفتن ندارند. 

یغما در نهایت در دوم اسفند 1366 درگذشت. مقبره او در شادیاخ، میان راه آرامگاه خیام و عطار به خاک سپرده شده و آرامگاهی در آنجا برای او ساختند. 

حیدر یغما
«آرامگاه حیدر یغما»

شعری زیبا از حیدر یغما

تنم در وسعت دنیای پهناور نمی‌گنجد
روان سرکشم در قالب پیکر نمی‌گنجد
مرا اسرار از این گفته‌ها بالاتر است ، امّا
به گوش خلق ، از این حرف بالاتر نمی‌گنجد
به سینه دست نادانی مزن ارباب دانش را
اگر علمی تو را در مخزن باور نمی‌گنجد
عجب نبوَد که این خوابیدگان را نیست بیداری
اذان صبح اندر گوشهای کر نمی‌گنجد
مرا خواب آن زمان آید ، که در زیر لَحَد باشم
سر پُرشور اندر نرمی بستر نمی‌گنجد
ز بس راه وفاداری سریع و آتشین رفتم
سخنهای وفایم در دل دلبر نمی‌گنجد
توانگر را مخوان در گوش دل اسرار ِ درویشی
که در خشخاش ، خورشید بلندْاختر نمی‌گنجد
دل سرگشته‌ام هر لحظه آهنگ عَدَم دارد
که رسوایی چو من در عالم ِ دیگر نمی‌گنجد
نشان قبر مگذارید بعد از مرگ یغما را
شهاب طارم ِ اسرار ، در مقبر نمی‌گنجد

حیدر یغما

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *